تبلیغات
علوم تربیتی خوی - آیا لازم است کودکم را تنبیه کنم؟
دانشگاه پیام نور خوی
تاریخ : جمعه 1392/12/9
نویسنده : امیر Amir
تنبیه بدنی واثرات آن

وقتی سخن از تنبیه به میان می آید، در اكثر ذهن ها ، انضباط متبلور می شود ودر نتیجه برخی تنبیه را با انضباط واطاعت كوركورانه مترادف می دانند.بعضی افراد معتقدندكه انضباط در سایه اطاعت كوركورانه به دست می آیدو منضبط كسی است كه بدون اظهار نظری ،دستور مافوق خود را اجرا نماید.  متاسفانه بسیاری از والدین ومربیان این فرض ها را پذیرفته اند وفكر می كنند كه اگر كودك از آنها طاعت محض كند ،خوشبخت خواهد شد و بنا براین، زمانی كه كودك از دستور آنان سرپیچی  می كند ،او را تنبیه می كنند تا طبق نظر آنها رفتار كند. چنین والدین ومربیان غافلند كه اطاعت وانضباطی كه از راه تنبیه حاصل شود، موجب اضمحلال و نابودی حس ابتكار كودك می گردد و نیروی كنجكاوی دیگر رشد نمی یابد . این گونه كودكان چون به سن بلوغ و رشد رسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی كنند و راه عصیان در پیش می گیرند، و یا آن كه مطیع همه می شوند و برای فرمانبرداری و توسری خوردن آمادگی پیدا می كنند.  در صورتی كه منظور از تنبیه آگاهی دادن است  و هر گونه آگاهی انضبا طی در مدارس باید بر مبنای قوانین ،‌ روشنفگرانه ،‌ آگاهانه ،‌ خیر خواهانه ،‌ با فاصله زمانی مناسب با تخلف صورت گرفته   ، بدون لطمه وارد شدن به شخصیت دانش آموزان  باشد .

منبع :  1- دكتر علی شریعتمداری (‌ روانشناس تربیتی )‌ /2- دكتر مهدی كی نیا (‌‌ مبانی ج رم شناسی )‌ /3- دكتر علی پریور  (‌ تربیت و تندرستی )‌
علل تنبلی وافت تحصیلی

1-علل بدنی یا جسمانی 2-علل تربیتی یا ذهنی  3-علل عاطفی 4-ضعف خود آگاه«من»دانش آموز 5-ابراز مخالفت با محیط.

علل جسمانی  یا  بدنی از علل تنبلی وافت تحصیلی می باشدكه با معاینه دقیق پزشك  مشخص می شود. علل موقت شامل خستگی زمان بلوغ ،بی خوابی ،فشار عصبی ، ناسازگاری خانوادگی، نداشتن تغذیه ی مطلوب همچنین اختلالات داخلی مثل منظم نبودن غددمترشحه ویا اختلال در گوارش وكم خونی ، صرع و اختلالات مغزی كه با آزمایشات پزشكی مشخص می شود . جنون زودرس كه اولیا به علت عدم آگاهی ازبیماری كودك ونوجوان خودرا سرزنش می كنند درصورتی كه علل قطعی این بیماری فراموشی می باشدویاگاهی درزمینه شنوایی وبینایی ضعف دارد و نمی تواند با معلم وهم كلاسی هایش رابطه برقراركندوتكالیفش را به نحواحسن انجام دهد این قبیل دانش آموزان درمقایسه با سایر دانش آموزان كارهای خودرا به موقع وبهتر انجام می دهند تا مورد سرزنش دیگران قرار نگیرند امّا مشكل اصلی آنها به مرور زمان اعتماد  به خود را از بین می بردلذادلسردشده كه درنهایت باعث عقب ماندگی درسی وافت تحصیلی دانش آموز می شود.كودكان چپ دست ،كج نویس وكج خوان، بچه هایی كه خوب می نویسند  ولی نمی توانند بخوانند.

علل تربیتی وذهنی 

در زمینه تربیتی گاهی معلم ومربی با روش وعملكرد اشتباه خود دانش آموز را به تنبلی محكوم می كند در حالی كه شایدعوامل نا مساعدتربیتی اعم ازخانه ومدرسه باعث تنبلی دانش آموزشده است بطور مثال رعایت  نكردن اصول روان شناختی درزمینه تعلیم و تربیت كه كلید موفقیت هر معلم است، نادیده  گرفتن  روشهای درست تربیتی و آموزشی ،بكار بردن تبعیض های غلط تشكیل كلاسهای دوسه نوبته با كیفیت آموزشی پایین ، گنجاندن درس ریاضی و.....درچند ساعت پی درپی ، تنظیم  برنامه های سنگین آموزشی و تدریس فشرده و سطحی مواد درسی، بكارگیری ضوابط نامناسب ،اعمال تنبیه های شدید انظباطی ، توقعات بیش از حد معلم،  خشكی نحوه ی تدریس دردروسی مثل ریاضی ، فیزیك وشیمی و بی روحی كلاس درس بدون درنظر گرفتن توان جسمی وروانی دانش آموز . دانش آموزان كودن وعقب مانده نمی توانند مراحل تحصیلی خود را به طور عادی پشت سربگذارند ،افزون بر زمینه عقلی در نحوه ایجاد ارتباط با دیگران نیز ضعیف هستند ودچار كندی ادراك وبی ثباتی روانی می شوند پس نمی توانند روابط عاطفی ایجاد نمایند چون چنین خصوصیاتی در همه ی این دسته ازكودكان یكسان نیست، بایدمدارس خاصی زیر نظرمربیان ویژه ای برای هرگروه ازاینان در نظرگرفته شود،حتی درهرمدرسه نیز بایدكلاس بندی ها به تناسب وضعیت جسمی و روانی بخصوص ضرایب هوشی دانش آموزان رده بندی شود تا در بچه های تند ذهن ایجاد خستگی و در بچه های كند ذهن ایجاد دلسردی نشود. در ضمن معلم ومربی خشن علاوه براینكه باعث افت تحصیلی دانش آموزمی شودگاهی ترس از معلم سخت گیر وخشن به صورت لكنت زبان یا اختلال در دستگاه گوارشی وتنفسی نیزظاهر می شود.

علل عاطفی افت تحصیلی

اكثر دانش آموزانی كه از سوی معلمان خود به تنبلی محكوم شده اند دارای ضریب هوشی خوب ویا در حد متوسط بودند كه به شرط برخورداری از توجه وكار آیی معلمان به آسانی می توانستند مراحل تحصیل را پشت سر بگذارند وچه بسا از موفقیت هم بهره مند گردند. تجربه وتحقیق نشان می دهدكه علل افت در اكثر اینگونه دانش آموزان به مسائل عاطفی و آشفتگی خانواده هایشان بستگی دارد و برخی نیز چوب ندانم كاری و كوتاهی معلم و مربی ونارسائیهای مواد درسی را خورده اند زیرا آشفتگی های ذهنی از جمله نابسامانی كانون خانواده وترس از فروپاشی آن و وحشت ازمعلم وبیزاری از فضای نامساعد آموزشی آغازمی گردد، وكارآیی هوش راكندیا متوقف می سازد. دانش آموزانی كه به دلیل عاطفی تنبلی می كنند در زمینه هوشی وتربیتی وبدنی ضعف ندارندتنها نیازهای شدید عاطفی شان آنهارا كم حوصله وكم كاروبه اصطلاح تنبل وانمود می كند. دركنار هر نوع فعالیتی یك كشش عاطفی وجوددارد چنانچه به هر علتی درآن سستی بوجود آید فرد نسبت به آن كار بی علاقه وبه اصطلاح تنبل می شوند.كشش عاطفی وعلاقه فردبه پرداختن هر كاری مهمترین نقش را درشخص به عهده دارد وكارمهم مربی ومعلم ایجاد علاقه جهت هركاری قبل از اقدام آن می باشدو با تشویق مناسب اورا به ادامه كارترغیب نماید، مهمترین عللی كه باعث بی علاقگی درشخص می شود عبارتند از : 1-فرداحساس كند كه توا ن ولیاقت انجام كار مورد نظر را ندارد . 2-گماردن به كاری كه درحد وتوان جسمی وروحی فرد نباشد . 3-ترس از تنبیه وسرزنش وریشخند بزرگترها. 4-وجوداضطراب روحی وآشفتگی روانی .5-ضعف اعتمادبه نفس. 6-احساس حقارت.7- مهر طلبی. 8- خیالبافی. ضعف خود آگاه «من»دانش آموز

نخست باید من وخود آگاه فرد تقویت شود وقتی منِ خودآگاه بر قوه ی اراده حاكم باشد دیگر تحت  تأثیر انگیزه ی ناخود آگاه قرار نمی گیرد ودر انجام كار دقت كافی را ارئه می دهد وهر چه چیرگی«من» بر علاقه واراده بیشتر باشد تمركز شدیدتر و دقت عمیق تر می شود در دوره بلوغ من یا خود آگاه شخص  بیشتر به فعالیت های ذهنی واحساسی او معطوف است .به همین خاطر اشخاصی كه«من»خودآگاه آنان ضعیف مانده باشد به صورت تنبلی درسی مشاهده می شود.

ابرازمخالفت با محیط

انتظارات بیش از حدخانه و مدرسه و اشتباهات تربیتی محیط سبب می شود كه دانش آموز از مكانیزم دفاعی تنبلی استفاده ناروا نماید دانش آموز ان با زیگوشی كه دراثر تهاجم محیط دلسرد می شوند واكنش هایشان را به صورت تنبلی ارائه می دهند. اشتغال مادران بر دختران تأثیر مثبت داشته ولی تأثیرآن بر پسران منفی می باشد به گفته مولر،بی توجهی وسهل انگاری درنظارت، بیشتر بر پسران تأثیر منفی دارد تا بر دختران ، زیرا پسران فعالتر بوده وبیشتر احتمال گرفتار شدن در مشكلات را دارد لذا كاهش نظارت والدین در اثر اشتغال مادر، موجب افت تحصیلی در پسران می شود تا دختران.برخی نیز معتقدند كه پسرانی كه مادر شاغل دارند در مقایسه با سایرین بیشتر با مادر وخواهر وبرادرن دچار جدل ودر گیری می شوند كه دلیل این امر را به افزایش تقاضا از جوان برای كار در خانه نسبت می دهند . پسران بیش از دختران به كار كردن درخانه اعتراض دارند در آن صورت در مدرسه عملكرد ضعیف تری دارند. باشدروزی كه ما معلمان واولیا به یاری همدیگر وخداوند منان تمام عوامل بازدارنده ی تحصیلی را شناسایی وازمیان برداریم

تنبیه كودك به چه قیمتی؟


پدر یا مادر به كودك خود علاقه‌مند است و می‌خواهد فرزندش به درستی تربیت شود، از این‌رو ممكن است گاه دست به خشونت بزند، ‏غافل از آن كه این روش نمی‌تواند منتج به نتیجه دلخواه تربیتی شود و حتی در بسیاری از موارد این‌گونه تربیت كاركردی منفی می‌یابد و ‏منجر به آسیب جسمی در كودك‌آزاری می‌شود.‏ به اعتقاد كارشناسان امور تربیتی تنبیه كودكان به معنای درست آن هم گاهی اوقات از سوی والدین ضروری است چون كودكان در سنین ‏كودكی به علت ویژگی‌های طبیعی این دوره، ممكن است مرتكب خطاهای زیادی شوند. در این صورت والدین بایستی آنها را راهنمایی ‏كنند و درست و نادرست بودن آن كارها را با ملایمت به آنها گوشزد كنند ولی از سرزنش و ملامت و تنبیه بدنی آنها باید پرهیز شود..   
از سوی دیگر تربیت گاهی كه منجر به تنبیه بدنی كودكان می‌شود در زمانی روی می‌‌دهد كه آنها لجبازی می‌كنند و بنا به دلایلی ‏كارهایی انجام می‌دهند كه تا حدودی بر درست نبودن آنها آگاهی دارند. در اینجاست كه آن تناقض شكل می‌گیرد وگرنه ما باید بپذیریم ‏كه رفتارهای اشتباه لازمه رشد كودكان است هرچند كه نیازمند راهنمایی‌های سازنده بزرگ‌ترها نیز هستند.‏
اثرات منفی تنبیه‌‏
براساس تحقیقات انجام شده توسط كارشناسان علوم تربیتی، بسیاری از والدین و مربیان بر این باورند كه اگر كودك از آنها اطاعت محض ‏كند خوشبخت خواهد شد و بنابراین زمانی كه كودك از دستور آنان سرپیچی می‌كند او را تنبیه می‌كنند تا طبق نظر آنها رفتار كند. به اعتقاد آنان ترس از تنبیه كودك را به اجرای وظایف معین وامی‌دارد و مانع از این می‌شود كه او به انجام كاری كه مخالف مقررات است ‏مبادرت ورزد.
‏ در واقع تنبیه اثر فوری دارد و كودك را از ادامه تخلف بازمی‌دارد چنین، والدین و مربیانی غافلند كه اطاعت و انضباطی كه از راه تنبیه حاصل ‏شود موجب اضمحلال و نابودی حس ابتكار كودك می‌گردد و نیروی كنجكاوی دیگر رشد نمی‌یابد. ‏ از سوی دیگر این‌گونه كودكان چون به سن بلوغ و رشد برسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی‌كنند و راه عصیان در پیش می‌گیرند یا آن كه ‏مطیع همه می‌شوند و برای فرمانبرداری و توسری‌ خوردن آمادگی پیدا می‌كنند. همچنین كودكی كه از ترس والدین و مربیان خود دست از ‏كار ناصواب می‌كشد در بزرگسالی نیز بدون این كه خود متوجه باشد فقط موقعی دست از كار نادرست برخواهد داشت كه از تنبیه بالاتری ‏بترسد یا او را واقعا تنبیه كنند.
‏ یكی دیگر از اثرهای منفی تنبیه این است كه كودكان از روش تنبیهی والدین خود تقلید می‌كنند. كودكی كه سیلی خورده یا به پشت او ‏زده‌اند به هنگامی كه می‌كوشد در مورد دیگران اعمال قدرت كند می‌آموزد كه پرخاشگری خود را به همین نحو ابراز كند و به همین طریق ‏بدرفتاری با كودك از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. همچنین تنبیه باعث می‌شود كه كودك از محیط خانه گریزان شود و در نتیجه با ‏افرادی كه تربیت درستی ندارند نشست و برخاست می‌كنند و به بزهكاری و انحراف سوق می‌یابند و اگر بخواهیم در مورد دیگر اثرات ‏منفی تنبیه بگوییم این كه تنبیه موقعیت اجتماعی فرد را متزلزل می‌كند، از این‌رو كودك برای حفظ موقعیت اجتماعی خویش از اقدام به ‏كاری كه سبب اجرای تنبیه درباره وی شود خودداری می‌نماید. با این كه تنبیه اثر فوری دارد اثر آن كم است و ارزش تربیتی ندارد. به بیان ‏دیگر تنبیه خود به خود فرد را متوجه زشتی و عیب كار خود نمی‌سازد، شخصیت او را مضمحل می‌كند و غالبا زیان‌‌های فراوانی در بر دارد. ‏مثلا تنبیه بدنی ممكن است سبب نقص اعضای بدن شود. اثر تنبیه بدنی فوری است و او را متوجه نتایج وخیم كار نمی‌كند و به محض ‏این كه ترس از میان رفت دوباره به انجام آن مبادرت می‌ورزد.‏
رفتارهای جایگزین‌‏
بسیاری از روانشناسان تقویت‌كننده‌ها را به جای تنبیه موثر می‌دانند. تقویت‌كننده‌ها به وجود یا عدم هر محركی كه موجب افزایش وقوع ‏پاسخ گردد، گفته می‌شود. تقویت‌كننده‌ها 2 نوع هستند؛ مثبت و منفی.
در تقویت مثبت، وجود محرك موجب افزایش تكرار پاسخ می‌شود؛ اما در تقویت منفی، عدم حضور یا فقدان محرك موجب تقویت می‌گردد. ‏وقتی كه والدین، فرزندشان را به دلیل این كه به كودكی كوچك‌تر از خودش كمك كرده، تشویق می‌كنند یا به دلیل هر نمره 20 كه در ‏مدرسه گرفته، به او مقداری پول می‌دهند یا وقتی كه اجازه می‌دهند به دلیل این كه كاری را به انجام رسانیده، شب كمی دیرتر از ‏معمول بخوابد، در واقع تقویت مثبت به كار برده‌اند. تقویت‌كننده‌ها ممكن است اجتماعی (تشویق محبت)‌ یا غیراجتماعی (چیزهای ملموس، امتیازات خاص)‌ باشند. تاثیرات تقویت‌های ‏اجتماعی مانند تشویق تا حدودی بستگی به رابطه كودك با بزرگسال دارد. ‏ معمولا تشویق از طرف والدینی كه رابطه گرم و پذیرایی با كودك دارند، موثرتر از تشویق از طرف والدینی است كه سرد و بی‌اعتنا هستند. ‏البته گاهی تشویق از طرف والدینی كه سرد و بی‌اعتنا هستند، ممكن است برای كودك اهمیت خاصی داشته باشد؛ چون بندرت پیش ‏می‌آید. تاثیر تقویت‌كننده‌ها در عین حال بستگی دارد به این كه كودك در مورد آن تقویت‌كننده‌ها چه نگرشی دارد و آنها را چگونه تعبیر و ‏تفسیر می‌كند.
‏ معمولا والدین به طور غیرعمدی رفتار كودك خود را تقویت می‌كنند. یك مورد معمول تقویت غیرعمدی این است كه به كودكان به هنگامی ‏كه رفتار نادرستی از آنان سر می‌زند، بی‌توجه باشند. با این بی‌توجهی پاداشی را كه كودك شما می‌توانست به احتمال زیاد از آن ‏برخودار شود، از او دریغ می‌شود. به طور حتم كودكان در كانون توجه والدین نشو و نما می‌كنند و محروم ساختن آنها حتی برای زمانی ‏كوتاه می‌تواند اثر فوری بر جای گذارد. شیوه نادیده‌انگاری، بویژه وقتی موثر است كه كودك شما قصد داشته باشد شما را تحریك كرده یا ‏به كلی غافلگیر كند.
‏ اگر ماهرانه بكوشید به سروصدا یا حرف‌های زیادی و بی‌سابقه او ترتیب اثر ندهید، حتما جلوی حركات او را می‌گیرید. وقتی كه از عمل ‏خود برگشت، حتما از وی به پاس این تغییر رفتار تعریف كنید. ‏ وقتی به كودك خود بی‌محلی می‌كنید، ثابت‌رای باشید. اگر دانه‌ای شكلات خواست و احساس كردید در این وقت نباید بخورد، تنها یك بار ‏به او بگویید «حالا وقت شیرینی نیست» بعد چشم از او بردارید، به طوری كه اصلا نگاهتان به نگاه او برخورد نكند و برخلاف تقاضای او ‏ساكت بمانید. منظور از این عمل آن است كه حتی حاضر نیستید به هیچ وجه به او رو نشان دهید. اگر به رویش لبخند بزنید، به طور ‏ضمنی به این معنی است كه علنا وادارش خواهید كرد تا پافشاری كند و این پافشاری مطمئنا حاكی از آن است كه دل شما را به دست ‏خواهد آورد.
‏ كودك شما ممكن است اكنون همه تلاش خود را برای جلب توجه شما به كار گیرد؛ از جمله در اتاق بدود، روی تخت بیفتد یا روی فرش ‏غلت بزند. برخی از كودكان وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند، سرسختانه در پی آنند تا با پدر خود تماس جسمانی پیدا كنند. كودك ‏شما ممكن است از سر و شانه‌یتان بالا رود، به لباستان آویزان شود یا به پایتان بپیچد. اینجاست كه شاید دلتان نرم شود، بویژه وقتی كه ‏او را با چهره‌ای ناراحت ببینید؛ اما اعمال او را به كل نادیده بگیرید. وقتی از حقه‌بازی دست برداشت، آن وقت به او توجه نشان دهید. اگر ‏به فعالیت مورد قبولی مشغول شد و از درخواست خود برای شكلات دست برداشت، او را تشویق كنید.
‏ والدینی كه تسلیم گریه‌ها یا خواسته‌های غیرمنطقی كودك خود شوند، نه‌تنها رفتار خلاف كودك را از بین نخواهند برد، بلكه همان رفتاری ‏كه قصد از میان بردنشان را داشتند، تقویت می‌كنند. ‏ هرچند كه برخی روان‌شناسان تنبیه را همراه با تشویق و تقویت جایز می‌دانند چراكه معتقدند آدمی به علت تمایل غرایزش در هر سن و ‏سال از ارتكاب به گناه نمی‌‌تواند مبرا باشد لذا جلوگیری از اعمال زشت و خلاف باید سرلوحه‌ برنامه‌‌‌های تربیتی قرار گیرد و برای این ‏منظور راهنمایی‌ها و مراقبت‌های لازم از اصول اولیه تربیت كودكان است و پس از آن توبیخ و سرزنش و احیانا تنبیه نیز برای آنان لازم ‏می‌باشد. ‏
عواقب تنبیه بدنی‌‏
تنبیه بدنی در صورتی كه بی‌رویه و بدون آگاهی صورت گیرد دارای عواقب وخیمی است كه این عواقب عبارتند از: بچه‌ها را دروغگو بار ‏می‌آورد، به حیله‌گری و ریاكاری وادار می‌كند، علاوه بر صدمات جسمی، رنج و تحقیر به دنبال می‌آورد، سبب ترس می‌شود، افسردگی و ‏بیماری‌های عصبی ایجاد می‌كند، بچه‌ها را به سمت خودآزاری سوق می‌دهد، بچه را به دیگرآزاری می‌كشاند و سرانجام آنها را لجباز، ‏گوشه‌گیر، كندذهن و بی‌اراده می‌كند.‏
تنبیه غیربدنی‌‏

به جای تنبیه بدنی بهتر است كودكان را مورد تنبیه غیربدنی قرار داد، به عنوان مثال محروم كردن بچه‌ها از تفریح؛ بچه‌ها علاقه وافری به ‏تفریح و سرگرمی دارند و محروم كردن آنها از این دلخوشی‌های ساده چندان شایسته نیست منتها باید به آنها آموخت كه اگر تكالیفش را ‏انجام دهد اجازه دارد به تفریح و سرگرمی مورد علاقه‌اش بپردازد یا اگر كودك عمل ناپسندی را برای چندمین بار مرتكب شد می‌توان او را ‏موقتا از تنقلات مورد علاقه‌اش محروم كرد. همچنین از تدابیری كه می‌توان به مثابه توبیخ درباره كودك روا داشت این كه موقتا به او بی‌اعتنا بود. منتها این رفتار باید با ظرافت انجام ‏شود كه كودك فكر نكند بزرگترها او را طرد كرده‌اند. رفتن به مهمانی هم برای كودك مهم است. اغلب وقتی او را به مهمانی نبرید متوجه می‌شود كه خطایی از او سرزده، در صورتی كه ‏طفل به اشكال كارش پی نبرده باید به نحوی به او فهماند كه چرا به مهمانی برده نشده است. ‏ در پایان نباید فراموش شود كه تنبیه و تشویق باید بلافاصله بعد از عمل كودك انجام بگیرد و فاصله‌ای بین آن نیفتد چون اثر آن از بین ‏می‌رود.



موضوعات مرتبط: علوم تربیتی , علوم تربیتی خوی , علوم تربیتی دانشگاه پیام نور خوی ,
برچسب‌ها: تنبیه , اثرات تنبیه , علوم تربیتی , روانشناسی و علوم تربیتی , دانشگاه پیام نور خوی , تنبیه کودکان , والدین و کودکان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین مطالب